چگونه به آرامش برسیم؟   


   
براي رسيدن برخورداري از آرامش در زندگي توجه و انجام نکات زير مي تواند بسيار مثمر ثمر باشد:

1ورزش کنيد

اين قبيل نگرانيها اغلب از نادرست تعبير نمودن حقيقت سرچشمه مي گيرند و سبب مي شوند شخص حس آينده نگري خود را از دست بدهد. براي مثال، شخصي مي شنود که شرکت خصوصي اش در حال از هم پاشيدگي است. او ناخودآگاه فکر مي کند: «خدايا، من ديگر مرده اي بيش نيستم و احساس مي کنم گوشت بي حسي هستم.» او مي پندارد که در حال از دست دادن حرفه مورد علاقه اش است. بدترين نتيجه گيريهاي ممکن به ذهنش خطور مي کند و او با آنها کلنجار مي رود. زمانيکه شخصي در حل مشکلي شکست مي خورد، به نظر مي رسد فراموش کرده است که انسان در مقابل بعضي مسائل هيچگونه قدرتي ندارد. تصور کنيد در ترافيک گير افتاده ايد، نگران هستيد مبادا به جلسه مهم خود نرسيد و يا دير برسيد، به اتومبيلهاي اطرافتان ناسزا مي گوييد. به آنها لعنت مي فرستيد و در خيابانهاي شلوغ به هر سو پيچ و تاب مي خوريد. بياموزيد که گاهي شکست را تجربه کنيد. زمانيکه مشکلي برايتان به وجود مي آيد، به نظر مي رسد مي خواهيد چيزي را که اصلا در حيطه اختيارات شما نيست، کنترل کنيد، چه فکر مي کنيد؟ فکر مي کنيد قادر مطلق هستيد؟

2 نفس عميق بکشيد

مي توانيد با روشهاي مختلفي خود را آرام سازيد، معلم قديمي ام، "دکتر توماس گاتيل" به من شيوه ارزشمندي را آموخت که چگونه با نگراني مدارا کنم. او به من آموخت: «هيچگاه به تنهايي ناراحت و نگران نباش.» زمانيکه در گوشه اي مي نشينيم و براي موضوعي ناراحت و نگرانيم، اين انزوا سبب مي گردد تا نگرانيها تشديد شوند. اگر علت ناراحتي خود را براي شخص ديگري شرح دهيد، يقينا مي توانيد به حقيقت و عمق مسائل پي ببريد. حتي زمايکه گوش شنوايي را براي همدردي مي يابيد، مي آموزيد که چگونه با خود نيز صحبت کنيد. "ارسون بک"، روان پزشکي خلاق، روشي را موسوم به روان درماني شناختي ابداع کرد. در اين روش، شخص تمامي عادتهاي فکري اش را بازآموزي مي کند و اما به جاي اينکه افکاري منفي مانند: «من واقعا شکست خورده ام» و نظير آن را به مغز خود راه دهد، چندين روش تفکر متفاوت پر ثمر و به عبارت ديگر مثبت انديشي را مي آموزد.

3 ديگران را دوست بداريد

از کجا شروع کنيم؟ براي آغاز زماني که خبر ناخوشايندي را شنيديد، سعي کنيد افکار ناخودآگاه خود را کنترل کنيد. سپس بطور منطقي اشتباهاتي را که در اين افکار وجود دارند، بررسي کنيد و به فرضيات منطقي تر ديگري فکر کنيد. از خود بپرسيد که نتيجه گيريهايتان برچه مبنايي هستند، آيا مي توانيد به فرضيه ديگري بينديشيد که برايتان احساسي خوب و دل انگيز را به دنبال داشته باشد؟ و حالا براي افزايش اين قبيل نتايج مطلوب احتمالي چکار بايد کرد؟

در مرحله دوم، سعي کنيد حقايق را دريابيد. نگرانيهايي را که اساسي موهوم و تخيلي دارند، رها سازيد و به واقعيت ها متوسل شويد و در مرحله بعد دريابيد که اين افکار مخرب تا چه حد ديدگاهتان را نسبت به خودتان و زندگي تان تغيير مي دهند؟ آيا شما خود را بازنده مي پنداريد؟

2 با خداي خود راز و نياز کنيد

اگر به مشاهده و بررسي افکار ناخودآگاه خود بپردازيد، مي توانيد ديدگاهي را که همواره غصه و افسردگي را برايتان به دنبال دارد، اصلاح کنيد. بايد آغاز کنيد و سعي کنيد بطور مداوم تمرين کنيد. در نتيجه درمي يابيد که اين کار همواره به شما کمک مي کند و بايد گفت: روان درماني شناختي طناب نجاتي است که با قلاب حقيقت انسان را از گودال نگراني ها نجات مي بخشد و افکار منحرفي را که او خود خلق کرده است، نابود مي کند. اين است اساس روان درماني شناختي.

هنرپيشه سينما در زندگي اش تغييراتي ايجاد کرده است و شيوه روان درماني شناختي را نيز بکار مي بندد. او دفترچه اي تهيه کرده است و در هنگام خواب چيزهايي را که نگرانش مي کنند، بلافاصله در آن يادداشت مي کند. همچنين از مسائل نگران کننده اي که صبح روز بعد بايد حلشان کند، فهرستي تهيه مي کند. اينکار سبب مي شود دل نگرانيها و آشفتگي ها او را به حال خود رها کنند و او با آرامش به خواب رود. وي دريافته است که بايد همه چيز را به صورت حقيق اش بپذيرد.

همانگونه که براي رفع سکسکه مواردي توصيه مي شود براي فائق آمدن بر نگرانيهاي روزمره نيز بکار بستن مواردي ذکر شده اند. اما بکارگيري هيچ يک از اين روشها به تنهايي کافي نيست.

4زندگي خود را سازماندهي کنيد

ورزش کنيد. مسافتي را بدويد و يا با دوست خود تنيس بازي کنيد. قطعاً پس از گذشت مدت زماني کوتاه کمتر احساس نگراني خواهيد نمود. ورزش، تنش را کاهش مي دهد، پرخاشگري را به کلي از بين مي برد، سلامتي را افزايش مي دهد، خواب را با آرامش همراه مي سازد و در نهايت سبب مي گردد تا در انجام دادن هر کاري تمرکز داشته باشيد. ورش بهترين و موثرترين وسيله اي است که ما مي توانيم آن را ضدنگراني بکار گيريم.

نفس عميق بکشيد. نفس کنترل شده، نگراني را کاهش مي دهد . عميقاً نفس بکشيد و هوا را به آرامي خارج کنيد. اينکار شما را موقتاً آرام مي کند. حال اگر چند نفس عميق بکشيد، احساس بهتري نيز خواهيد داشت. همچنين سعي کنيد در جهت کنترل نگراني روشهاي خوب تنفس کردن را بياموزيد.

5 برقراري ارتباط با دوستان

با ديگران ارتباط برقرار کنيد. خود را عضوي از مجموعه اي بدانيد که از شما بزرگتر است. با خانواده، دوستان، موسسات گوناگون، همسايگان و افرادي که در کليسا، مسجد و يا محل کارتان ملاقات مي کنيد، ارتباط برقرار کنيد. اگر به معاشرت با افراد گوناگون بپردازيد، توانايي هايتان را نابود مي کنيد.

? به کارهاي مورد علاقه خود بپردازيد

همراه با خانواده غذا صرف کنيد. با صداي بلند براي کودکانتان کتاب بخوانيد و با همسايگانتان صحبت کنيد. معاشرت و ارتباط داشتن با افراد روشي است که بيش از ديگر موارد به هنگام مبارزه با نگراني توصيه مي شود.

6با خداي خود راز و نياز کنيد. هر روز نماز بخوانيد و با خداي خود راز و نياز کنيد. تحقيقات نشان مي دهند که در ميان افراد مومن افسردگي کمتر به چشم مي خورد. اين جمله را همواره به ياد داشته باشيد: «به پيش برويد و کارها را به خدا بسپاريد، قدرتي را که متعلق به خداست، به او واگذاريد و بگذاريد که او خود امور را کنترل کند.»

همچنين مي توانيد در مخلوقات زمين تعمق کنيد و به مکاشفه بپردازيد. راز و نياز با خدا و مراقبه اموري هستند که سبب مي گردند تا ما حقايق را ناديده نگيريم و در حقيقت همه امور را با ديدي حقيقت جويانه نظاره کنيم. اينها فکر و روحمان را آرامش مي بخشند.

7 زنديگي خود را سازماندهي کنيد. بسياري از نگرانيهاي روزمره به بي نظمي مرتبط هستند. چه موضوعي را فراموش کرده ام، چه چيزي را گم کرده ام و يا چه مساله اي را ناديده گرفته ام؟

به منظور اصلاح امور خود از کارهايتان فهرستي تهيه کنيد و براي خود برنامه روزانه بنويسيد. براي مثال، جلوي در منزل سبدي را مخصوص سوييچ اتومبيلتان قرار دهيد. با اينکار مجبور نيستيد روز خود را با جستجوي عجولانه و پرتنش آغازکنيد. ارزش اين سبد معادل چندين قرص آرام بخش است که مي توانيد براي مبارزه با نگرانيهايي که هر روز در هنگام گم کردن کليدهاي خود به آن دچار مي شديد، استفاده کنيد. اين قبيل کارها به طرز شگفت آوري، زماني را که هر روز صرف نگرانيهاي مخرب و بي فايده خود مي کرديد، کاهش مي دهند.
8 به انجام کارهاي مورد علاقه خود بپردازيد

به انجام کارهاي مورد علاقه خود بپردازيد. اگر به انجام دادن کاري که از آن لذت مي بريد بپردازيد، غيرممکن است که نگرانيهاي مخرب و زيانبار به شما روي آورند.

9 به اخبار ناخوشايند توجه نکنيد

به اخبار ناخوشايند توجه نکنيد. رسانه ها اغلب به پخش اخبار ناخوشايند مي پردازند و با داستانهاي غم انگيز و تاسف بار خود مردم را مي آزارند. اگر شما گوش سپردن و يا خوندن اينگونه خبرها را کنار نگذاريد، مطمئناً نگراني هايتان روز به روز بيشتر و بيشتر مي گردد.

10 ديگران را دوست بداريد. اگر همواره با مردم به نرمي و با ملايمت رفتار کنيد، آنان نيز بهتر و شايسته تر به انجام امور مي پردازند. ما موجودي اجتماعي هستيم و نمي توانيم در انزوا و به تنهايي کارها را به نحو احسن انجام دهيم، همواره کسي را که دوست داريد، مورد محبت و لطف خود قرار دهيد. فرزندانتان با ارزش ترين موجوداتي هستند که به نوازش و محبت صميمانه شما محتاجند.

11 با ديگران ارتباط برقرار کنيد

برخيزيد. درست زمانيکه احساس کرديد نگرانيهاي مخرب و مسموم کننده دور شما حلقه زده اند، خود را از اين مخمصه نجات دهيد. به آرامي اينکار را انجام دهيد. از جاي خود برخيزد. قدم بزنيد. با دوست خود صحبت کنيد و با اينکار خود را از هرگونه نگراني دور کنيد، هر قدر بيشتر نگراني را به خود راه دهيد، مشکل تر مي توانيد از شر آن خلاص شويد.

12 موسيقي گوش دهيد. گوش سپردن به موسيقي به طرقي که هنوز کشف نشده اند، نگراني و تنش را کاهش مي دهد. همواره در منزل خود به موسيقي گوش فرا دهيد و آواز بخوانيد، آواز خواندن و نگران بودن با هم در يک زمان امکان پذير نيست. اگر مايل باشيد. مي توانيد اين جملات را زمزمه کنيد:

«فايده نگراني چيست؟ نگران بودن کاملاً بي ارزش است.» پس، مشکلاتتان را در جعبه کهنه وسايلتان بيندازيد و بخنديد، بخنديد، بخنديد.

13 با صداي بلند گريه کنيد. گاهي اوقات، نگراني نشانگر نوعي ناراحتي فرو خورده مي باشد. گاهي نيز احتياجات واقعي ما و اموري که مي خواهيم انجامشان دهيم به صورت سيلي از اشک جاري مي شوند. گريه کردن با صداي بلند تمامي نگرانيها را از صفحه ذهنمان پاک مي کند.

14 بخنديد. هر قدر که مي توانيد بخنديد. شوخي کردن و مزاح از بهترين روشهايي است که مي توانيد در مقابل نگراني و استرس در زندگي آنرا بکار بست. حتي در سخت ترين لحظات نيز خنديدن موثر است، استرس سمي سبب مي شود با ديدي واقع گرايانه به مسائل و مشکلات خود ننگريم. در حاليکه شوخي و مزاح مجدداً افکارمان را به سوي حقيقت رهنمون مي شوند.

15 و بالاخره خود را درگير مسايل کوچک و بي اهميت نسازيد و همواره به ياد داشته باشيد که اگر با ديدي جامع به قضايا بنگريد، تمامي مشکلات بزرگ در نظرتان بسيار کوچک و ناچيز جلوه گر مي شوند.



تاریخ خبر : 18/06/1390 تعداد بازدید : 1079  چاپ

ابزار هدایت به بالای صفحه